آینهی بیبازتاب - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 18:56
حس و حال این روزامxa0رو فقط این آهنگ میتونه بگه، کلیک کنید: آینهی بیبازتاب xa0 متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای ر
بهار رفتهی من... - تاریخ: 1398/10/28 ساعت: 18:56
xa0 xa0 متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرور
بردیا... - تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 19:55
انقد زود و شدید دلم برات تنگ شده و نبودت جگرم رو میسوزونه که دوست دارم برای چند دقیقه هم که شده بمیرم...مگر دوباره ببینمت داداش
برادرانه تا پای مرگ - تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 19:55
خیلی سخت بود اینجا رو دوباره آپ کنم. به حضور بردیا عادت کرده بودم...سه سال ناقابل... چقدر زود گذشت...چه آتیشایی باهم سوزوندیم... هنوزم وقتی یادشون میکنم خنده م میگیره. هی روزگار! تف... دارم وارد دوره ی جدیدی از زندگیم میشم... یجور دگردیسی رو رد کردم. با تشویق بردیا میخواستم آلمانی بخونم ، ولی با رفت...
مگر یار شود لطف خدا... - تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 19:55
این روزا سعی میکنم از تمام زمانی که دارم استفاده کنم و مشغول کارام باشم. از بیکار بودن میترسم یجورایی... بیکار که میشم ذهنم مشغول میشه، افکار زیادی به مغزم هجوم میارن و فریاد میکشن و باعث میشن خلاهای زیادی تو دلم حس کنم. مهم ترین خلا نبود بردیاس...کسی که هر وقت میخواستم میتونستم باهاش بحرفم و از افک...
موزون خویش - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 2:49
همیشه فکر میکردم هرکسی وارد زندگیم میشه برای همیشه باید بمونه. شاید واسه همین بود که هیچوقت از آدمای زندگیم ناراحت نمیشدم و سعی میکردم براشون سنگ تموم بذارم. فکر میکردم باید به هر قیمتی که شده اونا رو نگه دارم. حتا به قیمت اینکه بیشتر وقتم رو براشون بذارم و انرژیمو صرفشون کنم... بارها و بارها اتفاق ...
شهریار خود باشم - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 23:54
فکر نمیکردم دوباره این بلاگ رو بخوام سرپا کنم، تا اینکه بردیا پیشنهاد داد و اصرار کرد که بالاخره یه جایی باید باشه تا آدم خودشو خالی کنه و به آرامش برسه. آدمیزاد گاهی اوقات یه اشتباهی رو مرتکب میشه و به خودش قول میده دیگه تکرارش نکنه، اما در نهایتِ خوش خیالی اونو تکرار میکنه. دفعه ی قبل ک بلاگمو پاک...
بهشت - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 23:54
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت... xa0هرکجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت دوزخ از تیرگیِ بختِ درونِ تو بُوَد... گر درون تیره نباشد، همه دنیاست بهشت!xa0 خیلی خوش گذشت امروز... مرسی بردیا:)
چنار - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 23:54
هرچی فکر میکنم میبینم چقدر زود گذشت... انگار همین چند روز پیش بود که تصمیم گرفتم سایت بزنم. اون شور و هیجان که جوونیام داشتم، انرژی و انگیزه ای که برای بزرگ کردن سایتم داشتم، کینه ها و دشمنی هایی که صرفن به خاطر روابط سایتی ایجاد میشدن... مثه برق و باد همه ش گذشت و الان اینجاییم و توی لذتی مشترک پا ...
پیله : ) - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 23:54
پیله : ) :: شهسوار مرگ شهسوار مرگ I see only darkness...before me مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاببهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند بایگانی آخرین مطالب پیوندها پیوندهای روزانه جمعه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۵۲ ب.ظ | شهسوار | ۰xa0نظر ۹۶/۰۵/۲۷ شهسوار
زمان - تاریخ: 1396/1/8 ساعت: 22:08
من همیشه با تصمیمای یهویی مخالف بودم. تصمیمی که خلق الساعه توی ذهنت شکل بگیره، در اثر جَو زدگی یا قرار گرفتن در محیطی جَو زده، یا شنیدن حرف های یه آدم جَو گیر! اما عمیق تر که فکر کردم، دیدم جو زدگی از خصوصیات جوانی ست. تصمیمات یهویی و به قولن " انقلابی" و "آرمان گرایی" هایی که بزرگتر ها خوب بلدن بهش
لذت و شعف - تاریخ: 1395/12/23 ساعت: 21:26
لذت یک موسیقی دان در خلق موسیقی خود و عروجش به عالم معنا همانند شعف یک نویسنده در درهم گسیختگی ذهنش و پیدایش ناخودآگاه کلمات است... بی آنکه بداند برای چه وبه چه هدف می خواهد بیافریند؛ اما در طلوع زیستنِ شیدایی خود اثری را خلق میکند که از درون مایه ی تنش فوران کرده وشاید تازه بفهمد که اثرش موسیقی است...
وصفی از مسعود - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 20:09
بعضی آدمها، کتبىاند. آدمهاى کاغذ و قلم. اهل تکست و وب و نوشتن، آدمهاى کلمه. اینها نوشتن را به حرف زدن ترجیح میدهند، اینها آدمها را از لاى کلماتشان بیشتر میفهمند و میشناسند انگار نه اینکه بیشتر لزوماً، بهتر شاید. روبهروى آدمهاى نوشتارى که بنشینید، حرف کمى براى گفتن دارند، مگر اینکه آنقدر حس نزدیک بود...
قایقی خواهم ساخت... - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 20:09
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
برو دست خدا - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 20:09
برو من خودم صاحب خونه م صبر کن تا درو باز کنم ادا در نیار داش گلم واس من نه... من خودم یه پا لاشخورم :) + بردیا ولش کن نری سروقتش باز.
تونل - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 20:09
من و لیوان یخ خالی سیگارا زمین بیچاره نخ قالی... بیدار و تنت داغ نی ولی میگن که دیده شده سرزمینای مذاب که از تو آتیش داغ باز گلا در اومدن شدن از ریشه یه باغ پیله هام... باید که کِرم بزنن تا که پروانه درآد باید که بمیری تو بشن افسانه لبات رستمو کشید هفتخوان ادات... اینقد بهونه نیار میگن بالای بارون ی...
Arthas ... The Invincible - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 20:09
من و داداش کوچیکم جز اینکه طرفدار رئال هستیم، تقریبآ هیچ وجه اشتراک دیگه ای نداریم. جالبه این هفته های اخیر یه وجه اشتراک پیدا کردیم: وارکرفت:دی فیلمشو دید و خوشش اومده بود و شروع کرد به خوندن کتابا. اما اختلاف دیدگاه و فکرمون اینجاد هم خیلی به چشم اومد، اون ملفاریون رو دوست داره و من آرتاس رو. دو ت...
من سرپا هوشم... - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 20:09
راست گفتی همیشه ولی من... جز از رقص زیر بارون خیری ندیدم! صدبار گفتم این دفعه بار آخره... مستیم از شراب نبود که بخواد بپره! متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال مم...
جات خالی میمونه برادر - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 8:17
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
پایان - تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 23:03
اینجا به زودی حذف میشه.xa0 بعد از دو سال و نیم... خداحافظ همگی رفتیم از بیان

برچسب‌های مرتبط

پایان نامه | پایانه ها | پایانه بیهقی | پایانه غرب | پایان کارتن خوابی | پایان رافت | پایان نامه ارشد | پایان دنیا | لمس اكتاف | لمسات بيانية