من و لیوان یخ خالی
سیگارا زمین
بیچاره نخ قالی...
بیدار و تنت داغ نی
ولی میگن
که دیده شده
سرزمینای مذاب
که از تو آتیش داغ
باز گلا در اومدن
شدن از ریشه یه باغ
پیله هام...
باید که کِرم بزنن
تا که پروانه درآد
باید که بمیری تو
بشن افسانه لبات
رستمو کشید
هفتخوان ادات...
اینقد بهونه نیار
میگن بالای بارون
یه خورشیدِ تابونه
تا نری تو دریا
نمیفهمی شنا آسونه
پس...
پاندول ساعت!
تو نکن استراحت
برو جلو
نزار این حس شه عادت...
- سیجل
ما را در سایت Renegade دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41