این روزا سعی میکنم از تمام زمانی که دارم استفاده کنم و مشغول کارام باشم. از بیکار بودن میترسم یجورایی... بیکار که میشم ذهنم مشغول میشه، افکار زیادی به مغزم هجوم میارن و فریاد میکشن و باعث میشن خلاهای زیادی تو دلم حس کنم. مهم ترین خلا نبود بردیاس...کسی که هر وقت میخواستم میتونستم باهاش بحرفم و از افکارم بگم، اونم صبورانه گوش میکرد و پیشنهاد میداد.
وقتی مشغول ترجمه، نگارش جزوه تدریس فیزیک، تماشای سریال یا خوندن کتاب هام هستم این خلا رو اصلن حس نمیکنم. ولی به محض اینکه کارم تموم میشه، میرم توی باتلاق افکارم...
چه قشنگ گفت استاد سروش:
دام صعب است، مگر یار شود لطف خدا...ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم
ما را در سایت Renegade دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 43